عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

20

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

قوله : « إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا » . نشان اجابت دعا ثباتست بر دعا ، چون بر دعا ثبات كردى اگر از اجابت كه نصيب تست محروم مانى ، بعبادت كه حق اللَّه تعالى است مشرّف گردى ، و اين قدم وراى آن قدم است ، و اين مقام مه از آن مقام . پيغامبر ( ص ) گفت : « الدعاء هو العبادة » . و بدان كه در دعا اضطرار بايد ، كه حق تعالى ميگويد : « أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ » . استغاثت بايد كه ميگويد : « إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ » . تضرّع بايد كه مىگويد : « ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً » . رغبت و رهبت بايد كه مىگويد : « وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً » . پيوسته بايد نه گسسته كه ميگويد : « يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ » . اخلاص بايد كه ميگويد : « فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ » . و در خبر است : « ان اللَّه لا يستجيب دعاء من قلب لاه » . لقمهء حلال بايد كه گفت : « و ملبسه حرام و مطعمه حرام فانّى يستجاب له » . بنده چون شرايط دعا بجاى آرد ، مرغ قفصى است كه رب العالمين آواز وى دوست دارد . عادت خلق چنانست كه مرغى بگيرند و او را قفسى سازند و آب و علف معدّ دارند ، تا آن مرغ بوقت سحر ببانگ آيد ، همچنين رب العزة عابدان و عارفان را در وجود آورد و دنيا قفص ايشان ساخت و منافع و مصالح ايشان در دنيا مهيّا كرد و كارهاشان راست كرد ، آن گه در محكم تنزيل گفت : « وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ » . بنده بعجز خود در وقت سحر مىزارد ، و ميخروشد و حق بلطف خود ميشنود و مىنيوشد . قوله : « قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً » . از روى اشارت بر ذوق جوانمردان طريقت ، اين كلمات دعوى پختگى است كه از نهاد زكريا بيامد ، جلال عزت احديت آن نقد دعوى وى بر محك بلازد ، تا سرّ معنى در آن دعوى پديد آيد ، آن بلاها كه از قوم خود ديد سبب اين بود . زكريا چون بلا روى بوى نهاد پناه وا درخت داد ، چنان كه در قصه است ، غيرت درگاه عزّت در رسيد ، ريشه طيلسان وى بيرون بماند ، نشانى شد تا قوم وى بدانستند كه درخت پناه‌گاه وى شد . بسرش ندا آمد يا زكريا اكنون كه پشت وا درخت دادى و پناه با وى بردى ، نگر كه چه بلا بر تو گماريم ، اره بر نهادند و او را با درخت به دو نيم كردند . تا عالميان بدانند كه هر آن كس